شعله آتشی ست – در دل آب ساقی مهوشی ست – مست و خراب
بی قراری ست ، عشق تا به جنون تکسواری ست آب تا به رکاب
آب از پرتوش به خود پیچید دیگر این آینه ندارد تاب
آن چنان بود کآسمان می گفت: روز ، مهمان آب شد مهتاب
مگر آنجا چه دیده کاینسان عشق عکس او را گرفته در دل قاب!
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 23:36  توسط کوچه گرد
|
چریک مسلمان هنوز زنده است... آغازش ازکوچه بنی هاشم پایانش... برقرارباد حکومت جاویدان مادر تمام آزاد مردان بانوی نیلوفری؛خاتون سوخته... کلب توام حضرت زهرا(س)