شعر زمان ما درحجم ناقصي ازاراجيف معلق مانده است وروح غزل در تابوت زمان صورت مي خراشد وافسوس كه هيچ مردي دراين ميدان نيست
شعر غريبانه پيش ميرود ونگاه بي تفاوت هزاران نسل را درپي هم ميبيند.خاكستربه باد ميدهد وچونان ستارگان قديم مشرقي هر هزارسال يكبار طلوع ميكند،شعر مهجور وغريب است واين زخم را مرهمي نيست...شعر هم چون ادبيات علي(ع)به فراموشي وغربت رسيده است
علي تنهاست،شعرهم تنهاست...
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 21:6  توسط کوچه گرد
|