تبليغاتX
دوره گرد
پس از مدتها با وجود مشغله ی زیاد ودلمردگی و بی حوصلگی تنها عاملی که باعث شد بار دیگر دراین فضای مجاز٬قدمی بزنم٬همانا احترام برای یک ترانه بود.سالها بود دیگر درآن حجم که باید ترانه نشنیده بودم.

وقتی می گویم ترانه یعنی ترانه!!!!یعنی صاف وساده!یعنی همین لحظه!یعنی من!یعنی مونس!ترانه یعنی صدای یک نسل!!!یعنی صدای مردگان وزندگان!فصل مشترک همه با همه!

همیشه خودم را درحصار ترانه هایی ناب مخفی کرده ام که مبادا به صاحت مقدس این هنر آسمانی با شنیدن این ناخالص کلمات بی هدف اهانتی شود اما...

ممنونم از مونا برزویی یا برزویه٬که بار دیگر گوش زد کرد که نسل ما شاعر دارد هر چند کم!!!

با اینکه دنیای من از دنیای ایشان شاید فرسنگها دور باشد اما٬به اندازه ی همین ترانه به هم نزدیکیم.

به خاطر ترانه ممنون!

تا مه راه و نپوشونده نگام کن!اگه رو قله سردت شد صدام کن!

با سلامی به خالق ترانه زندگیم٬یه آخر می رسم.

اسلام علیک یا بانوی خاکستری٬رهبر ایجاد٬تمتم حیات٬حضرت عشق٬بانوی سوخته!خاتون نیلوفری!

                                                      یا زهرا...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 18:16  توسط کوچه گرد  | 

 

FreeCod Fall Hafez

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان