به گنه خوشيم وعذرش نه به زهد و نخوت آن که گنه بسي نکوتر ز غرور بي گناهي
چه غم اي گنهکاران زگناه ما که هرگز گنهي نمي شود بيش ز رحمت الهي
دلي از تو چون شود شاد دل تو شاد گردد نرسي به خير الا ز طريق خير خواهي
بکس ار پناه گشتي بخداي هر دو عالم که خدا شود پناه تو به وقت بي پناهي
از روي خاک باکمي اکراه پا شدي رفتي وضو گرفتي از اشراق و بعد از آن
هجده نفس کشيدي و رکعت به رکعتش نزديک تر شدي به خودت،ذات بي نشان
کم مانده بود درد پيغمبر خدا مردم خدايشان بشود يک زن جوان !
مي خواستي جلوه کني بر زمين ولي توحيد غيرتي شد و بردت به آسمان
از عصر جاهليت آنها ، تو را گرفت دادت به درک ناقص اين آخرالزمان
حالا هزار سال پس از تو رسيده اند اهل زمين به قسمت جذاب داستان
جائي که آسمان به زمين رزق مي دهد از سفرهء نگاه تو ، بانوي مهربان !
در کوچه هاي ساکت و مرطوب شهر ما حس مي شود حضور شما موقع اذان
امّا هنوز منظرهء بکر خالقي که وانشد به ديدن تو چشم ديگران
اين شعر را بگير و براي فرشته ها با لهجهء خدا و صداي خودت بخوان ...
از حضرت امير عليه السلام نقل شده است که هر جا بسم الله بگويند و صلوات بفرستند- يعني بگويند بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آل محمد-خداوند ملکي مي فرستد که درآن مجلس غيبت نمي شود.
من به اين حديث احتياج داشتم که خدا آن را رساند، زيرا در اکثر مجالس، روضه ها و مساجد وقتي نگاه مي کنيد مي بينيد غيبت وجود دارد . غيبت چند جور است. يک وقت غيبت از برادر ايماني است. يک وقت هم هست که گوينده از امامش غائب است و حرف ميزند. اين هم غيبت است. تو که امامت را نديده اي چرا حرف ميزني؟ غيبت خواص اين است. غيبت عوام اين است که پشت سر مردم حرفي بزنند که خوششان نيايد. وقتي امام آدم غائب است چه؟ آيا اين غيبت نيست که حرف بزند؟ اين هم يک نوع غيبت است که دهان و زبان خواص را مي بندد.وقتي اين معنا پياده شود ديگر کسي حرف نمي زند. براي خاصها غيبت اين جوراست. علما و روحانيون که روز و شبشان را در دين خدا زحمت ميکشند خواص ملتند. راهنمايند به سوي خدا و حجت و عزيز خدا و به سوي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف. اينها هم نبايد غيبت کنند. غيبت اينها مال خودشان است. حسابشان هم باخودشان است. با من وشما نيست. خواستم بگويم غيبت چند قسم است.
کسي هست که اورا ملاقات کرده است. براي اوديگر غيبت نيست، هرچه بگويد، هرجا برود ،هرچه بکند و هرحرفي بزند. مگر امامان ما عليهم السلام هم غيبت ميکنند؟ آنها هرکاري بکنند زيبا از آب در مي آيد. جواني مادرش کولش بود و ميرفت. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود چرا نمي گذاري خودش راه برود؟ گفت نمي تواند. به هيچ کار نمي رسم. خسته شده ام،به نمازم نمي رسم. حضرت فرمود شوهرش بده.
گفت: چي ! اورا شوهر بدهم؟ زن خوشش آمد. گفت تو بهتر ميداني يا پيامبر صلي الله عليه و آله. منظور اين است که بزرگان وقتي حرفي ميزنند آن درست است و قشنگ از آب در مي آيد.
خداوند انشاءالله مارا از غيبت نجات دهد، چه در دنيا و چه درآخرت. چه در امور اخروي و چه در امور دنيا و طبيعت. طبيعت مال مردم معمولي است. امور اخروي مربوط پيامبر صلي الله عليه وآله وامام عليه السلام است. کلمات مال آنهاست. ما اهل آن نيستيم.مگر آنکه يا غافل باشيم و حاليمان نشود و لبمان در اختيار آنها باشد که حرف بزنند، يا اينکه به سلامتي، خودشان تشريف بياورند.
در واقع هم تا آنها هستند ما نبايد حرف بزنيم. براي همين اس که بسم الله ميگويند.
يعني آقا شما بفرمائيد. بسم الله در هر امري يعني آقا شما جلو باشيد. آيا نديده اي هر وقت بسم الله ميگويي آن کار خوش عاقبت ميشود؟ با بسم الله به صاحب عمل ميگويي بفرمائيد، لذا آن کار خوب از آب در مي آيد.
آيا حقيقت بسم الله را گرفتي؟ هيچ کاري بدون بسم الله انجام نمي گيرد.اگر هم انجام بگيرد دم بريده است، ناقص است، نصفش نيست، خراب است ، فاسد است. البته اگر انجام بگيرد، بلکه انجام نمي گيرد. بسم الله است که درست ميکند.
بسم الله معناي حقيقي اش اين است که آقا شما بفرمائيد. آيا بعضي اوقات چنين نمي گوييم؟ حالا اين را به خدا ميگويي يا به پيامبر صلي الله عليه و آله ميگويي ، نمي دانم! آنها خودشان مي دانند، بينشان دعوا نيست. هر کدام نيتت بود، قلبت و روحت متوجه بود يا اينکه اصلاً توجه نداشت- آنها خودشان مي دانند چه کسي بايد جلو برود.
پس بسم الله در هرکاري يک خاصيتش اين است که شما ديگر نيستي. کمک از خداست،و کار تا آخر خوب از آب در مي آيدفريب ما مخور آقا دروغ مي گوييـــــــــــــــــم
.
FreeCod Fall Hafez